X
تبلیغات
مشق عشق

مشق عشق

سخنانی از جبران خلیل جبران

-
چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،
گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق .
و چون بر شما بال گشاید ، سر فرود آورید به تسلیم،
اگر شمشیری نهفته در این بال ، جراحت زخمی بر جانتان زند.

2-
چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است،
 شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.

3-
تعبیر جبران خلیل جبران از زنا شویی:
در کنار هم بایستید ، نه بسیار نزدیک،
که پایه های حایل معبد ، به جدایی استوارند،
و بلوط و سرو در سایه ی هم سر به آسمان نکشند.
 
4-
نصیحت  جبران خلیل جبران به زوج های جوان :
جام یکدیگر پر کنید ، لکن از یک جام ننوشید .
از نان خود به هم ارزانی دارید ، اما هر دو از یک نان تناول نکنید .

5-
نصیحت  جبران خلیل جبران به زوج های جوان به هنگام شادی :
و همگام نغنمه ساز کنید و پای بکوبید و شادمان باشید ، اما امان دهید که هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها .
چون تارهای عود که تنهایند هر کدام ، اما به کار یک ترانه ی واحد در ارتعاش.

6-
این کودکان فرزندان شما نی اند،
آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .
از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.
به آنان عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که ایشان را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن.

7-
شما چون کمانید که فرزندتان  همچون پیکان هایی سرشار زندگی از آن رها شوند و به پیش روند.
و تیرانداز ، نشانه را در طریقت بی انتها نظاره کند و به نیروی او اندامتان خمیده شود ، که تیرش تیز بپرد و در  دوردست نشیند.
پس شادمان می بایدتان خمیدن در دستهای کماندار،
چون او هم شفیق تیرست که می رود ؛ و هم رفیق کمان که می ماند.

8-
دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است.

9-
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید .
و گشاده دستان را تجسس نیازمندان چه بسا دلپذیر تر از بخشایش محض.

10-
و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان.

11-
حیات درختان در بخشش میوه است. آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند.

12-
و تو کیستی؟ تو که باید آدمیان سینه های خویش را در مقابلت بشکافند و پرده حیا و آزرم و عزت نفس خود را پاره کنند تا تو آنها را به عطای خود سزاور بینی و به جود و کرم خود لایق؟
پس ، نخست بنگر تا ببینی آیا ارزش و لیاقت آن را داری که وسیله ای برای بخشش باشی ؟
آیا شایسته ای تا بخشایشگر باشی؟
زیرا فقط حقیقت زندگی است که می تواند در حق زندگی عطا کند، و تو که این همه به عطای خود می بالی فراموش کرده ای که تنها گواه انتقال عطا از موجودی به موجود دیگر بوده ای!.

13-
وقتی حیوانمی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:
نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد.
خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است.

14-
هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :
دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد.
شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .
عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.

15-
اگر کار و کوشش با محبت توام نباشد پوچ و بی ثمر است ، زیرا اگر شما با محبت به تلاش برخیزید ، می توانید  ارواح خویش را با یکدیگر گره بزنید و آنگاه همه شما با خدای بزرگ پیوند خورده اید.

16-
شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.
زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که انسان را تنها نیمه سیر کند،
و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره ای مسموم سازد ،
و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش انسانی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد.

17-
کار تجسم عشق است.

18-
به معیار دل ، شادمانی ، چهره ی بی نقاب اندوه است و آوای خنده از همان چاه بر شود که بسیاری ایام ، لبریز اشک می باشد.

19-
اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط . 

20-
کسی که کشته می شود ، در جریان قتل خود سهمی دارد و نمی تواند از آن تبرئه شود . آن که چیزی از وی به سرقت می رود نمی تواند از سرزنش برکنار باشد. انسان نیکوکار هرگز نمی تواند خود را از اعمال تبهکاران تبرئه کند ، و انسان پاک نمی تواند از آلودگی و ناپاکی تبهکاران در امان باشد . چه بسا که انسان مجرم ، خود قربانی کسی است که جرم و جنایت را در حق او انجام داده.

21-
شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیمهای گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1390ساعت 11:54 PM  توسط mona  | 

از خداااااااااااااااااا



از: خدا
به : تو
تاريخ : امروز
موضوع : خودت
رفرنس نامه : زندگي

من خدا هستم امروز مي خواهم به تمامي مشكلات تو رسيدگي كنم به كمك تو هم
نيازي ندارم پس روز خوبي داشته باشي

من دوستت دارم و بخاطر داشته باش وقتي شرايط بنحوي هستند كه تو نمي توني
از پس مشكلاتت بربياي اصلا سعي نكن كه خودت پي راه حل باشي بلكه اونها را
بعهده خداوند بگذار

زمانش كه برسد خودم رسيدگي مي كنم تمامي مشكلات حل مي شوند اما در زماني
كه من تعيين مي كنم نه زماني كه تو مي خواهي

وقتي كه مشكلت رو پيش من مي فرستي ديگه دليلي براي نگراني نيست بجاي
نگراني روي چيزهايي تمركز كن كه الان توي زندگيت داري شايد تصميم بگيري
كه اين پيام رو براي يك دوست بفرستي متشكرم با اين كار شايد از طريق
جديدي شرايط زندگي اونها رو لمس كني كه تا الان نمي دونستي

حالا امروز يك روز خوب خواهي داشت

خدا اكنون تلاش و دست و پا زدنت رو ديده و دستور مي ده كه ديگه تموم شه
بركت خدا داره به سمتت مي آد

+ نوشته شده در  جمعه 24 تیر1390ساعت 8:43 PM  توسط mona  | 

واقعا تماشایی است  روی اسم  هر کشور کلیک کنید  و مناظر مختلف از آن کشور به همراه موسیقی آن کشور را بینید و بشنوید
 
 
This is a great email, I hope you can get to view it all,  just  click on the country and scroll down to see the slide show  photos and listen to the country's music.  Who ever put this together did a  mighty fine job of editing.
It's a good one to save and look at a little at a time.  Think it will take about a year!  Very interesting! 
  
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 تیر1390ساعت 0:55 AM  توسط mona  | 

خودت را به مردن نزن

لطفاً خودت رو به مردن نزن!!

شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو.

نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.

زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.

هرچندوقت یک بار نقاشی بکش.

در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.

سفید بپوش. آب نبات چوبی لیس بزن.

بستنی قیفی بخور . به کوچکتر ها سلام کن.

شعر بخوان . نامه ی کوتاه بنویس.

زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.

به دوست های قدیمیت تلفن بزن.

شمال برو . شنا کن.

هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.

خواب ببین . شعر بخوان . بدو . چای بخور و برای دیگران چای دم کن.

جوراب های رنگی بپوش.

مادرت رو بغل کن . مادرت رو ببوس . مادرت رو بو کن.

به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن.

دنبال بازی کن. اگرنشد وسطی بازی کن .

به برگ درخت ها دقت کن به بال پروانه ها دقت کن.

قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.

از خواب های بد بپر و آب بخور.

بسم الله الرحمن الرحیم بگو .

به باغ وحش برو . چرخ و فلک سوار شو . پشمک بخور.

کوه برو . هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده.

خواب هات رو تعریف نکن . خواب هات رو بنویس.

یک تسبیح گلی سی و سه دانه ای داشته باش.

بخند. چشم هات رو روی هم بگذار . شعر بخون . سپید بپوش.

شیرینی بخر . با بچه ها توپ بازی کن . برای خودت برنامه بریز.

قبل از خواب موهات رو شانه کن. به سر خودت دستی بکش.
خودت رو دوست داشته باش برای خودت دعا کن!

برای خودت دعا کن که آرام باشی.

وقتی توفان می آید تو همچنان آرام باشی

تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.

برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون

کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی.

بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری.

برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی.


برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛

چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است.

ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی.


برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخر راهی را که

باید بروی خیلی طولانی است. خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی

در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛ پر از گردنه های حیران

و سنگلاخ های برف گیر است.

برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی

چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن

به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است.
هیچ وقت خودت را به مردن نزن.

برای خودت دعا کن که زنده بمانی . زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!
برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت

بیشتر از چیزی که نیاز داری بخوابی.


باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد.
بیداری هایی آمیخته با روشنایی ، صدا ، نور ، حرکت.
تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی.همیشه سهمت را بخواه.
و بیشتر از آن چه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند.


برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و


نگذاری هیچ چیز ی سینه ات را آلوده کند.
برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد.
هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها

بخواه قلبت را معاینه کنند . دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را

و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!
اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت

پنجره وبه آسمان نگاه کنی . آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن


تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛

آن وقت صدایش کن؛

به نام صدایش کن؛


او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!

تو صریح و ساده و رک بگو.

هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه.
خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.

شادمان باش او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند

که زنده بمانی . از او کمک بگیر. از او بخواه به تو نفس

پشمک ، چرخ و فلک ، قدم زدن ، کوه ، سنگ ،

دریا ، شعر ، درخت ، تاب ، بستنی ، سجاده ،

اشک، حوض، شنا ،راه ، توپ ، دوچرخه ،


دست ، آلبالو ، لبخند ، دویدن


و عشق

بدهد.

آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده

که زندگی از این که

تو زنده هستی به خودش ببالد!!

دیگران را فراموش نکن
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 8:49 PM  توسط mona  | 

بیشتر مردم به پشت شیشه خودروهایشان این برچسب

 را می زنند:" امروز، اولین روز از بقیه زندگی من است

. من ترجیح می دهم اینگونه تصور کنم:" امروز، آخرین

 روز زندگی من است و می خواهم طوری زندگی کنم

 که انگار دیگر هیچ فرصتی ندارم." وین دایر

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 تیر1390ساعت 9:52 PM  توسط mona  | 

چگونه از زندگی لذت بردن

گاهی به تماشای غروب آفتا بنشینیم.

- سعی کنیم بیشتر بخندیم.

- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.

- با تلفن کردن به یک دوست قدیمی او را غافلگیر کنیم.

- بیشتر دعا کنیم.

- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.

- لذت عطسه کردن را حس کنیم.

- زیر دوش آواز بخوانیم.

سعی کنیم حداقل یک ورزگی منحصر به فرد داشته باشیم.

- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

از تفکر در تناقضات لذت ببریم.


- زیر باران راه برویم.

- گاهی کمی پا برهنه راه برویم.

- گاهی از درخت بالا برویم.

- از دانسته های خود، دیگران را نیز در استفاده از آنها شریک بدانیمريا، شاید فردا دیر باشد.


و...


+ نوشته شده در  جمعه 13 فروردین1389ساعت 5:44 PM  توسط mona  | 

مداد

 مداد

 پسرک از پدر بزرگ پرسید :پدر بزرگ درباره چه می نویسی ؟

پدر بزرگ پاسخ داد :درباره تو پسرم . اما مهمتر از آنچه می نویسم ٬ مدادی است که با آن می نویسم !

می خواهم وقتی بزرگ شدی ٬ مثل این مداد بشوی . پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .پسر گفت این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی .در این مداد ۵صفت است که اگر بدست بیاوری برای تمام عمر به آرامش می رسی.

صفت اول :می توانی کارهای یزرگ انجام دهی ٬ اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد  که حرکت تو را هدایت می کند . این دست ٬خداست  که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد .

صفت دوم :باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی  این باعث می شه مداد کمی رنج بکشه  اما آخر کار ٬ نوکش تیزتر می شه و اثری که از خود به جا می گذاره  ظریفتر و باریکتر ه .پس بدان باید رنج هایی را تحمل کنی که باعث می شه انسان بهتری شوی .

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنی ٬بدان که تصحیح یک کار خطا ٬ کار بدی نیست .در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری ٬تصحیح خطا مهم است.

صفت چهارم :چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ٬زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است .

و سر انجام صفت پنجم  : مداد همیشه اثری از خود به جا می گذارد . هر کار در زندگی ات بکنی ٬رد به جا می گذاری .پس سعی کن نسبت به هر کاری که می کنی هشیار باشی و بدانی چه می کنی .

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 1:38 PM  توسط mona  | 

چشمه

چشمه

استاد شاگردانش را به یک گردش تفریحی به کوهستان برده بود .بعد از یک پیاده روی طولانی همه خسته و تشنه در کنار چشمه ای نشستند و تصمیم گرفتند استراحت کنند.

استاد به هر یک از آنها آب داد و از آنها خواست قبل از نوشیدن آب  یک مشت نمک درون لیوان  بریزند ٬شاگردان هم همین کار را کردند ولی هیچ یک نتوانستند آب را بنوشند  چون خیلی شور شده بود.

بعد استاد مشتی نمک را داخل چشمه ریخت و از آنها خواست از آب چشمه بنوشند  و همه از آب ژوارای چشمه نوشیدند .

استاد پرسید :آیا آب چشمه هم شور بود ؟ همه گفتند آب بسیار خوش طعمی بود.

استاد گفت : رنج هایی که در دنیا  برای شما در نظر گرفته شده است  نیز هم مثل  مشت نمک است نه بیشتر نه کمتر.

این بستگی دارد که لیوان باشید یا چشمه که بتوانید رنج ها را در خود حل کنید .پس سعی کنید چشمه باشید  تا بر رنج ها فائق آئید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 1:36 PM  توسط mona  | 

متن نامه ی چارلی چاپلین به دخترش

متن نامه ی چارلی چاپلین به دخترش

دخترم جرالدين, از تو دورم , ولی يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نميشود.تو کجايی؟در پاريس ,روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه ليزه؟اين را ميدانم و چنان است که گويي در اين سکوت شبانگاهی ,آهنگ قدمهايت را ميشنوم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پرشکوه, نقش آن دختر زيبای حاکمی است که اسير خان تاتار شده است.
جرالدين, در نقش ستاره باش و بدرخش ,اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی آور گلهايی که برايت فرستاده اند به تو فرصت هوشياری داد بنشين و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم.امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولی گاهی هم به روی زمين بيا و زندگی مردم را تماشا کن; زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالی که پاهايشان از بينوايی می لرزدو هنرنمايی می کنند. من خود يکی از ايشان بوده ام.جرالدين دخترم ,تو مرا درست نمی شناسی در آن شب های بس دور با تو قصه ها بسيار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم آن هم داستانی شنيدنی است.
داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترين صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گيرد, داستان من است.من طعم گرسنگی را چشيده ام.من درد نابسامانی را کشيده ام.و از اينها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند. با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند حرفی نبايد زد. به دنبال نام تو نام من است :"چاپلين"
جرالدين دخترم, دنيايی که تو در آن زندگی می کنی, دنيای هنرپيشگی و موسيقی است.نيمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه ليزه بيرون می آيی, آن ستايشگران ثروتمند را فراموش کن .حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل ميرساند بپرس .حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خريد لباس بچه نداشت ,مبلغی پنهانی در جيبش بگذار. به نماينده خود در پاريس دستور داده ام فقط وجه اين نوع خرجهای تو را بی چون و چرا بپردازد.اما برای خرجهای ديگر بايد صورت حساب ان را بفرستی.
دخترم جرالدين گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه کن. زنان بيوه ,کودکان يتيم را بشناس و دست کم روزی يک بار بگو:من هم از آنان هستم.تو واقعا يکی از آنان هستی و نه بيشتر.هنر قبل از اينکه دو بال به انسان بدهد اغلب دو پای او را ميشکند . وقتی به مرحله ای رسيدی که خود را برتر تماشاگران خويش بدانی, همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه پاريس برسان. من آنجا را خوب می شناسم.آنجا بازيگران همانند خويش را خواهی ديد که از قرن ها پش زيبا تر از تو ,چالاکتر از تو و مغرور تر از تو هنرنمايی ميکنند.اما در آنجا از نور خيره کننده تئاتر شانزه ليزه خبری نيست.
دخترم جرالدين ,چکی سفيد امضا برايت فرستاده ام که هر چه دلت می خواهدبگيری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی با خود بگو:سومين فرانک از آن من نيست.اين مال يک مرد فقير و گمنام است که امشب به يک فرانک احتياج دارد.جست و جو لازم نيست.اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی يافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف می زنم برای آن است که از نيروی فريب و افسون پول ,اين فرزند بی جان شيطان خوب آگاهم. من زمانی دراز در سيرک زيسته و هميشه و هر لحظه برای بند بازان روی ريسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم اين حقيقت را بگويم که مردم بر روی زمين استوار و گسترده بيشتر از بند بازان ريسمان نا استوار سقوط می کنند.
دخترم جرالدين ,پدرت با تو حرف می زند. شايد شبی درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان تو را فريب بدهد و آن شب است که این الماس, آن ريسمان نا استوار زير پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. روزی که چهره زيبای يک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفريبد آن روز است که بند بازی ناشی خواهی بود. هميشه بند بازان ناشی سقوط می کنند از اين رو دل به زر و زيور نبند. بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی ,با او يک دل باش و به راستی او را دوست بدار. معنی اين را وظيفه خود در قبال اين موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در اين خصوص برای تو نامه ای بنويسد. او از من بهتر معنی عشق را می داند. او برای تعريف "عشق "که معنی آن" يکدلی" است شايسته تر از من است.دخترم هيچ کس و هيچ چيز ديگر در اين جهان نمی توان يافت که شايسته آن باشد.دختری ناخن پای خود را برای آن عريان می کند. برهنگی بيماری عصر ما است. به گمان من تن تو ,بايد مال کسی باشد که روحش را برای تو عريان کرده است.حرف بسيار برای تو دارم ,ولی به وقت ديگر می گذارم.و با اين آخرين پيام نامه را پايان می بخشم. انسان باش, پاک دل و يکدل ;زيرا گرسنه بودن, صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

پدر تو ,چارلی چاپلين

نقل مطالب سايت با ذکر منبع (www.bekhon.com) و نام نويسنده مجاز است

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت 3:24 PM  توسط mona  | 

انسانی که برنده بود

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت: «اما من درخت نیستم، تو نمی‌توانی روی شانه‌ی‌ من آشیانه بسازی.»

 پرنده گفت: «من فرق درخت‌ها و آدم‌ها را خوب می‌دانم. اما گاهی پرنده‌ها و آدم‌ها را اشتباه می‌گیرم.»

 انسان خندید و به نظرش این خنده‌دارترین اشتباه ممکن بود.

 پرنده گفت، «راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟» انسان منظور پرنده را نفهمید: اما باز هم خندید.

 پرنده گفـت: «نمی‌دانی، تو آسمان چه‌قدر جای تو خالیست.» انسان دیگر نخیدید.

 انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد. چیزی که نمی‌دانست چیست. شاید یک آبی دور. یک اوج دوست داشتنی.

 پرنده گفت: «غیراز تو، پرنده‌های دیگری را هم می‌شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضروری است، اما اگر تمرین نکند. فراموش می‌شود.»

 پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش، آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.

 آن وقت خدا بر شانه‌های کوچک انسان دست گذاشت و گفت: «یادت می‌آید، تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی، عزیزم، بال‌هایت را کجا جا گذاشتی؟»

 انسان دست بر شانه‌هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد.

 آن وقت رو به خدا کرد و گریست


+ نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 5:27 PM  توسط mona  | 

خـدا بي گنـاه است !

 او قول نداده بود که دنيا بهشت باشد ...

 سختی ها بازتاب باورها و برداشت ها و اعمال و اندیشه های اشتباه خود انسان است.

دنيا محل رشد است ...دانشگاه است نه آسايشگاه ...
و سختی ها ، سکوی صعودند
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مهر1387ساعت 9:41 PM  توسط mona  | 

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید.

2- دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3- افراد آرام به خود می ‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی ‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می ‌برند.

4- وقتی احساس می ‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید.

5- اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین‌ تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث آرامش می ‌شود.

6- آرامش را از كودكان بیاموزید، ببینید كه چگونه در همان لحظه‌ ای كه هستند، زندگی می‌ كنند و لذت می ‌برند.

7- از همان كه هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌ كنید.

8- هرچه اكسیژن بیشتری به شما برسد، آرام‌ تر خواهید شد، خوب است در محل كار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

9- مهم نیست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند یا نه، برخورد مؤدبانه‌ ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

10- سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌ ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام ‌تر كنید، طولی نمی‌ كشد كه آرام خواهید شد. گاهی می ‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.

11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید كه با صدای بلند صحبت كند؟

12- با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.

13- راحتی، یكی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و كفش راحت.

• هر چند وقت یك بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید.

• در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند.

• فشردن یك توپ كوچك، تنش‌های عصبی‌ را كه در انگشتان و دست‌های شما متمركز شده‌اند، خالی می ‌كند.

• لباس‌های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌ شود.

14- لحظه‌ های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید، سپس بیشتر وقت‌ها آنها را به یاد آورید و درباره‌ شان فكر كنید و لذت ببرید.

15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می ‌شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نكنید. تماشای ماهی‌ ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می ‌كند، زیرا ماهی‌ها آرام شنا می ‌كنند و آرام تنفس می‌ كنند.

16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فكری و احساس آرامش خواهد شد.

17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید.

18- تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید، این كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم می‌ كند و به شما اجازه می‌دهد، ذهن و فكرتان را از بسیاری مسائل پاك كنید.

19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یكی از با افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده ‌اید، آنگاه می‌ توانید بگویید، الا بذكر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتاده‌اید، اكنون زمان آشتی است. داشتن یك تكیه‌ گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می ‌شود.

20- احساسات و مشكلات  خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید.

21- یكی از مهمترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسائل كوچك است، دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.

22- شاد كردن دیگران، موجب آرامش می‌ شود. نمی ‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه دهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست!

23- اگر می‌ دانستید كه : «سیگار كشیدن + ورزش نكردن = ا سترس ، اضطراب  و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی‌ كشیدید و ورزش  كردن را به تعویق نمی‌ انداختید.

منبع : اینترنت

سایر لینک ها

 چگونه می توان لحظاتی آرام و توأم با آسایش داشت 

 اگر می خواهید همیشه سالم و شاداب باشید ... 

 با رعایت این نكات می توانید به آرامش دست یابید 

 آیا می خواهید جسم و روحی سالم داشته باشید؟ 

 فاصله ی كوتاهی تا رسیدن به آرامش وجود دارد 

 دستیابی به آرامش و آسایش با استفاده از چند روش 

 اگر می خواهید همه ی عمر شاد باشید ... 

 با چند روش ساده می توانید به سلامت جسمی و روحی خود كمك كنید. 

 آیا می خواهید زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید؟ 

+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 1:5 AM  توسط mona  | 

خدای من مهر بان است

296

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي آيد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سرانجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين طوفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند

خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.

خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي.

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.

***

خدای بزرگ تو را به خاطر ِ این همه مهربانیت سپاس

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 6:13 AM  توسط mona  | 

عبور از پل‌هاي زندگي

سال هاي سال بود كه دو برادر در مزرعه اي که از پدرشان به ارث رسيده بود با هم زندگي مي کردند. يک روز به خاطر يک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زياد شد و كار به جايي رسيد كه از هم جدا شدند.

از دست بر قضا يک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتي در را باز کرد، مرد نجـاري را ديد. نجـار گفت: من چند روزي است که دنبال کار مي گردم، فکرکردم شايد شما کمي خرده کاري در خانه و مزرعه داشته باشيد، آيا امکان دارد که کمکتان کنم؟

برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من يک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسايه در حقيقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و اين نهر آب بين مزرعه ما افتاد. او حتماً اين کار را بخاطر کينه اي که از من به دل دارد، انجام داده است .

سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداري الوار دارم، از تو مي خواهم تا بين مزرعه من و برادرم حصار بکشي تا ديگر او را نبينم.

نجار پذيرفت و شروع کرد به اندازه گيري و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من براي خريد به شهر مي روم، آيا وسيله اي نياز داري تا برايت بخرم؟

نجار در حالي که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چيزي لازم ندارم !

هنگام غروب وقتي کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاري در کارنبود. نجار به جاي حصار يک پل روي نهر ساخته بود.

کشاورز با عصبانيت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي ؟

در همين لحظه برادر کوچک تر از راه رسيد و با ديدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روي پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي کندن نهر معذرت خواست.

وقتي برادر بزرگ تر برگشت، نجار را ديد که جعبه ابزارش را روي دوشش گذاشته و در حال رفتن است.

کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشد.

نجار گفت: دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست که بايد آنها را بسازم...

شاید تا به حال به دفعات زیاد این داستان را خوانده باشید اما چند بار به پیامد آن فکر کرده اید و انجام داده اید ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 2:42 PM  توسط mona  | 

 

 

                                                             «           بسم الله الرحمن الرحیم »

 

موضوع : یکی از علل اختلافات زناشویی (عدم شناخت )

 

بحث   خود   را   در   رابطه   با   یکی  از   علل   اختلافات    زناشویی   که    گاهی   شدت         

 

می گیرد   و  محیط   خانواده   را   به   میدان   جنگ    تبد یل   می کند  ،   و  این نا  آرامی

 

ها به فرزندان منتقل شده و زما نی که  این  افراد  د ر  جا معه حضور  پیدا  می کنند   گا هی  

 

نا هنجار  تلقی  شده  و در نتیجه شا هد عواقب   مخرب  و سوئی  از این  افراد   در  جا معه  

 

حا ظر ،  هستیم   ...

 

انگشت اشاره خود را به سوی پدر یا مادر بگیریم ، مقصر زن است یا مرد ؟

 

- یا هیچ کس را نمی توان محکوم  کرد  ؟ شاید علت  جای  دیگری  است !

 

- آیا میتوان گفت این مسائل واختلافات در زندگی مرد  و زن  به  دلیل  عدم  شناخت  است  ؟

 

عدم   شناخت   به  این  دلیل  که  زن  انسان  خاصی  است  با   خصوصیات   خاص   و  یک  

 

مرد   انسان   خاص   دیگر   با  خصوصیات  متعلق  به  خود  و این  عدم  شناخت  منجر  به

 

ایجاد   مسائل  و  مشکلات  زیادی  د ر  زند گی خانوادگی  شده  است .

 

مثالی   که    در  اینجا    می توانیم    بزنیم    این   است   که   چگونه   زمانی   که   ماشین    

 

زیبا   و    مورد   علاقه مان   را    می خریم   آن   را   دوست   می  داریم   و از  آن  

 

ماشین  برای   اینکه   بتوانیم   به   نحو  احسنت  استفاده   کنیم   و از  آن   نگهداری   کنیم   

 

اولین  چیزی    که   به    نظرمان   می رسد    خواندن    دفتر چه    راهنمای    آن    است      

 

زیرا دفترچه      راهنما    در   این   زمینه   به    ما    کمک های    زیادی    می کند     ما     

 

یاد   می گیریم     چه     نوع     بنزینی    را    به   متور   افزوده   تا   عمر   آن   افزایش   

 

 

 

یابد   مراقب    چه     علامتهای     خطری     باشیم    و   حتی    چند     وقت      به    چند   

 

وقت ماشینمان   را  سرویس     می کنیم   تا   دوام     و   کارایی    آن    افزایش    یا فته    

 

کمتر   خراب شود وچیزهایی از این قبیل...

 

- پس     چگونه    است که  این شیئ مادی برای ما اینگونه ارزشمند است وبرای آن

 

سرمایه گذاری می کنیم پول خرج می کنیم تا ماشین به بهترین نحو کار کند ، ولی برای

 

روابط معنوی که بنیاد خانواده ودر نتیجه جامعه ما را تشکیل می دهد گاهی اوقات

 

بعضی ها آن را نادیده گرفته واهمیتی برای آن قائل نیستند وهمچنان زنان به دنبال دوره های

 

آموزشی وتسلط ومهارت در دوره های مختلف چگونگی چیدن دوکوراسیون خانه ومردان

 

کارشناس بازی های فوفتبا ل و... هستند .

 

ابتدا انگشت اشاره مان را به سوی زن میگیریم :

 

شش اشتباه بزرگ که زنان در رابطه با مردان مرتکب می شوند ولی آنها را درست       

 

 می پندارند بسیاری از رفتارهایی که به آنها آموزش داده اند تا زنانی مهربان و آکنده از

 

 

ومحبت باشند و دقیقاً همان رفتارهایی هستند که برای روابط زنان با مردان مضر ومخرب

 

هستند واین نحوه رفتار زنان با مردان پنجاه در صد از مشکل را به وجود می آورد :

 

 

 

1-       زنان در حق مردان مادری کرده وبا آنان مانند یک بچه رفتار می کنند .

2-زنان   خود  و ارزش هایشان   را  زیر  پا  گذاشته  و  در  برابر  مردان  خود  را  در مقام دوم قرار می دهند .

3-زنان عاشق قدرت های یک مرد می شوند

4-استعداد وتوانایی های خود را دست کم میگیرند ویا گاهی اوقات آن را مخفی می کنند .

5-زنان از موضع ضعف بر خورد می کنند

6-        زنان  هنگامی  که  نیازهایشان  را  از  مرد  مطالبه  می کنند  به  مانند   یک   دختر بچه عمل می کنند

 

 

و این در صو رتی است .........

 

که مر دها  تصمیم گر فته اند افراد واقعی با شند آنگونه که اجتماع به آن ها آمو خته یک مرد    

خصوصیات و ویژگی ها یی را از خود بروز می دهد که اتنخاب کرده این باز بودن  تجربه صمیمیت وا قعی با زنی که به او عشق می ورزد را نا ممکن می سازد.

 

ودر اینجا ما شا هد چا لش های احسا سی و عا طفی عظیمی که مردان جا معه امروزی با آن رو برو هستند  را خوا هیم د ید .

 

 

آن گونه که مردان آموزش دیده اند    >آنگونه که زنها انتظار دارند

 

تدا فعی و مظنون _پنهان کردن احسا سات     >  از لحا ظ احسا سی و عا طفی باز _خوش بین

 

قوی ظا هر شدن _ پنهان کردن احسا سات   > بروز احسا سات _آسیب پذیری

 

رقا بتی                                               >   همکا ری

 

 

 

مدیر  دنیای بیرون                                   >  مد

مستقل                                              |>     در تما س بودن با احسا س نیاز به  زنها

 

در کنترل                                            >     و ل دادن _ رها کردن

 

 

 و اما زنها از مرد زندگی خود انتظار دا رند در کا رها یی استا د با شند که برا ی آن هیچ نوع آمو زشی ندیده اند.

 

توانایی بیا ن احسا سات .صمیمیت حما یتگر بودن و عشق ور زیدن .

 

 و در اینجا زما نی که  زن اینگونه انتظا ر دارد  با رها آه می کشد ای کا ش همسرم بفهمد

 

من کی هستم و چه می خو اهم ........

 

 ولی وا قعا چر ا  زن  وفتی با دو ستان همجنس خود پا ی صحبت می نشیند لحظه ای نمی

 

گذرد که هم دیگر را در ک می کنند و اگر  مکا لمه آ نها ادا مه پیدا کند ده دیقیقه بیشتر طول

 

نمی کشد که این  زن با دو ست خود بر سر بیشتر مسا ل و مو ضا عتی که به هم سرا نشان

 

دا رند  به هم د لی و توافق می رسند و حتی راه حل هایی را نیز پی دا می کنند  واین زن از

 

اینکه  تا چه حد بی هیچ تلا شی   این اتفاق صو رت گر فته تعجب مکند  .

 

ولی همین زن در آخر افسوس می خو رد و می گو ید اگر همین صحبتها را با همسرم می

 

زدم عصبا نی میشد چشمها یش را به این سو وآن سو به گردش در می آورد و زیر لب نق

 

می زد  و در آخر بدون کو چکترین احسا سی به شما خیره می شد گویی با زبا ن مریخی با

 

او صحبت کرده  و او شاید حتی یک کلمه از آن صحبتها را در ک نکرده است .!

 

آیا در اینجا  باز هم می تو انیم بگوییم مر دها مقصرند و تقصیر ها را به گردن مر دها

 

بیندازیم و بگوییم چنین مردی حتما هم سر خو د را دو ست ندارد؟

 

خیر در اینجا نبا ید مر تکب اشتباه شویم و این را بدانیم که وقتی یک مرد زنی را دو ست دارد به این معنی نیست که زن را به خو بی می شنا سد و آن ها در دنیای متفا وت از دنیا ی زنها زند گی می کنند و دنیای زنها بیشتر برای آنها اسرار آمیز گییج کننده و متنا قض بنظر می رسد .

 

شا ید به همین دلیل است که حتی بهترین مر دان چنین به نظر می رسند  که برای درک  هر چه بیشتر و بهتر همسرا نشان کم کا ری کرده اند

 

به را ستی زنان آنگونه که ادعا می کنند خود را خوب می شنا سند؟

 

با ید در جواب گفت خیر. و این عدم شنا خت وآگا هی و یا کبود آن منجر به عا دات مخرب  و اتنقا د از خود و  خود نا با وری  و اعتما د به نفس پا یین شده است.

 

 

و این بار عقا ید غلط  مردان را نسبت به زنان  را بررسی می کنیم >

 

در واقع نکات ظریفی  برای تمام احسا سات  و افکار  و رفتا رهای زنان و جود دارد 

 

 

وباین خا طر بی دلیل نیست که و قتی زنی  به مر دی که دو ستش دارد 5 با رتلفن می زنه تا

 

دست آخر اون رو پیدا کنه و با ز هم بی دلیل نیست وقتی زنی هم سرش در خو دفرو می رود

 

نا را حت می شود   و سعی دارد  بفهمه چه چیزی آن را نا راحت کرده  و بی دیل نیست که این زن

 

برای وفقتش با او بر نا مه ریزی می کند و اگر مرد علا قه ای از خود نشان دهد زن نا راحت

 

شود و.........................آیا می تون ان را دلیل بر تشویش و اظطراب یک زن گذا شت؟

 

 

 

ویا این وا قعیت را بدانیم که تنها دلیل این کا رها به دلیل یک چیز است زن بودن واینکه  انگیزه های یک زن که با انگی زه های مرد تفا وت دارد.

 

آیا به گفته بر خی مردان زنان مو جو داتی نق نقو پر تو قع و سیری نا ذیر هستند ؟

 

یک زن چه با ور کند و چه با ور نکند  حقیقت آن است که مرد شما به شما گو ش می دهد

 

اما نه با گو ش د ل و احسا سا ت بلکه با گو ش سر ش...

 

نا توانی زن در اریه  تو ضیح منطقی  برا ی خو ا سته ها ی خود مر دان را به این نتیجه می

 

رسا ند که همه زنان   مو جوداتی پر تو قع  نق نقو و سیری نا پذیر هستند.

 

آیا زن ها به گفتیه بر خی مردان مو جو داتی پر حر ف هستند ؟

 

1)زنها عا شق حر ف زدن و صحبت کر دن هستند زیرا حر ف زدن تو لید کنند یه ارتبا ط است

2) زنها با صدای بلند فکر می کنند و با صدای بلند نیز احسا س می کنند

3)زنها هم واره با ذکر جزءیات همه چیز را بیا ن می کنند

4)زن ها از صحبت  کردن و حر ف زدن به عنوان روشی برای تخلیه استفا ده می کنند

5)و زنها همیشه  نا راحتی و نگرانی خو د را کمتر از آنچه به را ستی هست نشان می دهند

 

 

پس زنها مو جوداتی سیری نا پذیر نیستند بلکه زنان همیشه بدنبال آنند که همه چیز را بهتر کنند .

 

حفظ و نگهداری زنان که به گو نه ای که مردان  می گو یند مشکل نیست بلکه حفظ و نگهداری روا بط صمیمی مشکل است.

 

زنها حسود نیستند بلکه نگهبا نان روا بط صمیمی و نز دیک خود هستند .

 

زنان بیش از حد احساسی نیستند بلکه فقط با احسا سات خو د در تما س هستند.

 

 

  و باز زنان به گفته بعضی مردان مختل کنند یه آزادی نیستند  بلکه  زنان دو ست دارند روا بطی متعهدانه و صمیما نه ایجا د کنند .

 

و در آخر این را با ید گفت که  در دنیای زنان عشق بر همه چیز مقدم است.

 

دنیای زنان  دنیای عشق است و عشق ور زیدن  فدا کا ری کردن و محترم شمردن روا بط صمیمی و نز دیک  طبیعت زن است و چون در بیشتر موا قع آن را زیاد ابراز می کنند مر دها گا هی آن را غیر معقول می شما رند .

 

اگر در اینجا عشق بین زن و مر د را به یک کیک تمثیل کنیم ...

 

می بینیم که وقتی دو دایره را در ذهن تصو یر بکشیم او لی نشا نگر  خو د آگا هی یک مرد

 

و دو می خو د آگا هی یک زن حا ل تصو ر کنیم که یک بر ش از هر دو  دایره حذف شده

 

است در ست مثل بر ش یک کیک  حدود یک دهم کل د ایره در دایره مختص به مرد  مر بو

 

ط به خود آگاهی او و تمر کز و الو یت بر روی عشق  و روا بط صمیمی است  و ما بقی و به

 

عبا رتی نه دهم با قی ما نده تم رکز و الویت بر روی کار شغل و علا یق و پروژه ها و دیگر

 

فعا لیت ها ی او ست.

 

این در حا لی است که دایره ی زن در نکته مقا بل این مسله قرار دارد به گو نه ای که بر ش نازک

تمر کز او بر روی کا ر و علا یق و نه دهم با قی ما نده تمرکز بر روی عشق  و زندگی خا

 

نوا د گی که شا مل کو دکان هم می شود  .

 

گر چه اغراق آمیز است ولی بطور غریزی همه این را می دانند که این مو ضوع صحت دارد

 

و این مسله منشا بسیا ری از مسا ءل و مشکلات شده است.

 

و جود در میا ن زن و مرد را شا مل می شود

 

با این مثا ل دیدیم  که خو دآگاهی و افکار و احسا سات زنها به طرز طبیعی همگی روی عشق متمر کز هستند .

 

و این رفتا رها گا هی برای مردان غیر طبیعی  و اضا فی  و نا نتعا دل است .

 

و بسیا ری از مردان مر تکب این اشتباه می شوند و وقتی این حا لا ت را در زنان مشا هده

 

می کنند نمی توا نند آن را درک کنند  و پیش خود فکر می کنند که چنا چه از این جا ما

 

نده و از انجا رانده  و کا رو زند گی ندا شتم چنیین رفتار و احسا سی دا شتم.

 

و لی اینها به این دلیل نیست و نبا ید د ر با ریه مردان دچار سو تفاه م شد و با ید به زنان

 

گفت وقتی ذهن مرد به پروژه های کا ری خود مشغول است  نبا ید آنقد ر ها هم آز آنها

 

انتظار ابراز عشق  را داشت واگر زن چننین انتظا ری را دا شته با شد مرد احسا س نا

 

راحتی کرده و در اینجا او حق دارد و کا ملا طبیعی است زیرا زن به تغیرات احسا سی وی

 

احترامی نگذاشته است.

 

و در نتیجه اگر مردان تلاش نکنند همسرا نشان را در ک کنند رفتا رهای نا مطلوب

 

از جا نب او را دامن زدند که تحمل را هم ندارند .

 

و این سوء  تفا هم ها  ادامه دارد  که اگر خوا هان ذ کر آن با شیم مدت زما ن و دانای و علم

 

بیشتری نیازمند است ولی همین سو ء تفا هم مها و گا هی نا دانی ها بنیا د مقد س خا نوا ده

 

را خراب  و به دنبا ل آن  جا معه ای نا آرام  را خواهیم داشت که حظور طلاق  اعتیاد  روابط

 

جنسی نا مشروع و.......... دیگر در چنین  جا معه ای عجیب نیست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 0:41 AM  توسط mona  | 

دست نو شته ها یی بر گر فته از صحبت ها ی دکتر فر هنگ

انسان های موفق دنیا یاد گرفته اندکه هم سو با قوانین کا ئنات رفتارکنندوما هر چه هم سو تر باشیم ، زندگی شادتر وزیباتری داریم. ....................................................................................................... نخوابیدن برای انجام کارهایی مثل درس وکار باعث موفقیت نمی شود بالعکس به طور منظم بخواب تا از وقت خود بهترین بهره راداشته باشی، پس خوب استراحت کن ولی به اندازه چون استراحت اگر همیشگی باشد حاصل آن فساد است واز بین می روید . یکی از بزرگان می گوید: مردم در خوابند وزمانی بیدار می شوند که می میرند . ....................................................................................................... دلایل عدم تحول : 1- تعصب 2- لجاجت 3- غرور ....................................................................................................... از اطراف خود از دنیای خود چیزهای زیادی یاد بگیرید ، به تمام دنیا وموجودات آن به چشم معلم نگاه کنید تا کائنات تمام علم های دنیا را جلوی شما قراردهد . ....................................................................................................... لازمه ی متحول شدن رها کردن ترس است ترس خود را رها کنید وکارهایی که سالهاست از انجام دادن آنه می ترسید را انجام دهید با تر خود روبه رو شوید تا از بین برود از انجام کارهای خو نترسید . ....................................................................................................... بهانه نیاورید ، نگویید امکانات نیست چون باعث عدم تحول شما میشود از چیزهایی که دارید به خوبی استفاده کنید . ....................................................................................................... چیز دیگر که باعث عدم تحول می شود این است که به خاطر کارهای بداز دیگران امتیاز می گیریم یا به دیگران امتیاز می دهیم . مثلا ًاگر کسی رامسخره کنیم امتیاز با نمک بودن می گیریم . ....................................................................................................... هر وقت می خواهید کاری کنید یک جدول درست کنید ودر آن بنویسیدکه با انجام این کار چه چیزی را بدست می آورید وچه چیزی را از دست می دهید : مثال :وقتی ما خجالتی هستیم رفتار دیگران با ما اینگونه است وقتی کار ما غلط است اینطور امتیاز می دهند : پیامد های خوب برای انسان خجالتی اما پیامدهای بد آن به میگویند محجوب – با ادب – آرام و... خیلی وقتها به ما ظلم میشود ، نمی توانیم از حق خود دفاع کنیم دائم تقصیر ها را گردن این وآن ننداز خودت رو عوض اگه تو عوض شی دیگران هم عوض میشن . ....................................................................................................... مراحل عدم تحول : 1- مقاومت وسر سختی با حقیقت : با حقیقت مخالفت نکن واز بدی دفاع نکن وقتی می دونی چیزی بده توضیح نده مقاومت هم نکن قبول کن . 2- انزجار، تنفر،عصبانیت وپرخاشگری: نمی ذارن آروم باشی وخوب فکر کنی . 3- چا نه زنی ومعامله : عمل کن چونه نزن 4- پذیرش بدون عمل : وقتی قبول می کنی دیگه بی خیال نشو وقتی حقیقت رو پذیرفتی زود عمل کن ...................................................................................................... عوامل مؤثر در تحول : 1- پرهیز از وعده وامروز وفردا کردن 2- شروع به انجام تغیرات جزئی 3- شرطی شدن ....................................................................................................... در مرحله اول در تمام زندگی خود تغییر ایجاد کن . از تغیرات کوچک شروع کن. مثلا ً در مدل مو، طرز خوابیدن ، وچیزهای کوچک دیگر تا ضمیر ناخودآ گاه تو باور کند تو انسان دیگری شده ای . سعی کن به دیگران کمک کنی . مثلا ً اگر در خیابان متوجه شدی کسی به تو نیاز دارد به سوی او برو و او را کمک کن . در کارهای خوب از دیگران سبقت بگیر . ....................................................................................................... هر عملی عکس العملی دارد ، واگر تصمیم بگیرید کاری انجام دهید مثل رژیم غذایی مقاومت ها به سوی شما حمله ور می شوند ، اما زمانی موفق می شوید که این مقاومت ها را از میان بردارید و زمانی موفق تر می شوید که مقاومت ها بیشتر وبیشتر شوند این مقاومت ها میایند که ما بالا تر وبالاتر برویم مثل باد بادکی که به هوا میفرستیم هر چه باد بیشتر باشد بیشتر اوج میگیرد . ما با ترک عادتها وکنار گذاشتن ناامیدیها به اوج موفقیت می رسیم . ....................................................................................................... مراحل شرطی شدن : 1- شرط گذاری : با خود شرط کنید که بعضی کارها را انجام می دهم وبعضی ها را ترک می کنم . مثلا ً یک روز که از خواب بیدار می شوید با خود شرط کنیدکه من تا آخرشب فلان کار نا شایست را انجام نمی دهم . 2- مراقبت : همان موقع که شرط کردی سعی کن که در طول روز مراقب باشی که آن کار را انجام ندهی اما اگر احیانا ً آن کار را انجام دادی دیگر در تمام روز آن را ادامه نده وسعی کن در طول روز آن را جبران کنی پس لطفا ً کار بدت رو ادامه نده . ................................................................................................................................................. مراقب لحظه لحظه های خود باشید هر چیزی را نشنوید هر چیزی را نبینید مگر این که برای شما مفید باشد برای چشم وگوش خود فیلتر بگذارید ، اندام های خود را پاک کنید مراقب دیدن وشنیدن وحرف زدن خود باشید تا مراقبت صورت گیرد ....................................................................................................... 4- حساب وکتاب : هر شب حساب کنید در طول روز چه کار کردید ، با خود حساب وکتاب کنید که در طول روز چقدر مراقب بودید ، بشمارید چند تا کار خوب وچندتا کار بد انجام داده اید در ازای کار خوب به خود پاداش دهید تا تشویق شوید و در ازای کار بد خود را تنبیه کنید . .......................................................................................................5- جایگزینی : به جای کارهای بد کارهای دیگری را جایگزین کنید . ....................................................................................................... 6-الگو برداری: در اطراف ما کسانی وجود دارند که می توانند الگوی خوبی برای ما باشند پس برای کارهای خود الگو تعیین کنید ....................................................................................................... هر روز به داشته های خود اضافه کنید . ....................................................................................................... لطفا ً دیگر نگویید سعی می کنم دست به عمل بزنید . هیچ وقت سعی نکنید که سعی کنید عمل کنید . ....................................................................................................... الهامات چیزهایی هستند که ضمیر نا خودآگاه به وجود می آورد به آنها توجه کنید .............................................................................................................................................. «ضمیر ناخودآگاه» ضمیر نا خود آگاه در خواب خیلی کارها می کند مثل حل مسئله ، ضمیر ناخودآگاه شوخی وجدی وراست ودروغ را ازهم تشخیص نمی دهد وهمه چیز را می پذیرد ما با گفتن هر کلمه ، در ضمیرنا خودآگاه خود یک فایل باز می کنیم و اگر آن حرف را زیاد تکرا ر کنیم به عینیت تبدیل میشود . ضمیر نا خودآگاه منطق برخلاف ضمیر خودآگاه منطقی نیست وهمه چیز را باور می کند ، توجه داشته باشید که ضمیر ناخودآگاه همه چیز رابزرگ می کند ضمیر نا خود آگاه به کمک هاله های انرژی مسائل را برای ما حل میکند ضمیر ناخودآگاه کارخانه ی اجابت دعاسهای ماست . دستورها به وسیله تکرار از قسمت بالا که ضمیر خودآگاه است به سمت پایین یعنی ضمیر نا خودآگاه منتقل می شود.با تکرار،دستورعملهایی به ضمیر ناخو آگاه وارد می کنیم این عمل مثل نصب کردن برنامه در کامپیوتراست . پیامهایی که به ضمیر ناخو آگاه می رسد به دو صورت است : 1- زبانی: پیام زبانی پیامی است که توسط تکرارواردضمیرناخودآگاه ما می شود. 2- ذهنی: ذهن خالق واقعیت است برای رسیدن به خواسته ها باید ذهن را تغییرداد. اگر ضمیر ناخودآگاه وضمیر خود آگاه در امری موافق باشند موفقیت نزدیک تر است پس بایدحرفها راباورکرد ممکن است ضمیرخود آگاه که منطق رافرامی گیرد آن حرف را رد کند شما به گونه ای جمله تأکیدی را بگویید که برای شما دلچسب باشد وضمیر خود آگاه شما بتواند آن را قبول کند مثلا ً اگر ماشین بخواهید نگویید من ماشین دارم زیرا ضمیر خودآگاه حاضر به قبول آن نیست چون می گوید اگر ماشین دارد پس کو ؟ ولی اگر بگویید به لطف الهی من لحظه به لحظه به ماشینم نزدیک می شوم ضمیر خود آگاه می پذیرد که تو قرار است صاحب ماشین شوی سعی کن قبل از گفتن کلمه از به لطف الهی استفاده کنی که ضمیر نا خودآگاه تو باور کند که قدرت بزرگی پشت تو قراردارد . مطمعنا ً وقتی شروع به گفتن کلمات می شوید بعد از مدتی مقاومت هایی صد راه شما می شوند این نشان دهنده ی آن است که دارید موفق می شوید پس نا امید نشوید . وقتی که دیدید مأیوس شده اید آن زمانی است که باید بیشتر از همیشه عبارات راتکرار کنید . لطفا ً عباراتی را که تکرار می کنید را باور کنید چون اگر باور نکنید هیچ اثری ندارد . مثلا ً اگر بگویید من لحظه به لحظه به ماشینم نزدیک میشوم در دل به خودت نگو برو بابا پولت کجا بود ، باور کن تا صاحب ماشین دل خواهت شوی لطفا ً از درون نا امید نباش ضمیر ناخود آگاهت رو گول بزن تا به چیزی که می خوای برسی . ....................................................................................................... ما با کلامی که بر زبان می آوریم و با فکرهایی که در ذهن می پرورانیم و با کلماتی که دیگران به ما می گویند آینده زندگی خود رارغم می زنیم . پس درست حرف بزن ، درست فکر کن ، درست باور کن تا موفق شوی . ....................................................................................................... ماتعیین کننده فردای خویشیم چون باسخنان خودچگونگی آینده خود رارقم می زنیم. ....................................................................................................... بلاهایی که برسرمان می آید ناشی از آن است که زیاد درموردآنها حرف می زنیم. آنقدر کلمات مثبت بگویید تا عملی شوند . ....................................................................................................... شرایط گفتن عبارات تأکیدی : 1- این عبارات مثبت باید در حال دستیابی ودر حال به عینیت رسیدن گفته شود . مثلا ً من روز به روز شادتر می شوم 2- عبارات تأکیدی را باید باور کرد ، بردن در زندگی به نفع کسانی است که بردن را باور دارند . لطفا ً از آدمهای منفی دوری کنید و خود را گول نزنید که نمی توانید ،با تمام وجود بخواه وبا تمام وجود باور کن . 3- عبارات تأکیدی باید کوتاه وساده باشند اگر عبارات طولانی باشند تکرار کلمه کمترمی شودولی اگرعبارت کوتاه باشد تکرارکلمه بیشترمیشود وموفقیت نزدیکتر. 4- عبارات باید برایمان برانگیزاننده باشند ، باید در ما احساس مطبوع ایجاد کنند عبارات تأکیدی باید برای ما محرک باشند . لطفاً جمله هایی که از گفتن آن ها لذت می بری را پیدا کن . وقتی عبارت را می گویی باید ذوق کنی . 5- عبارات تأکیدی باید زمانی گفته شود که ما احساس آرامش وامنیت می کنیم . 6- عبارات تأکیدی با صدای بلند گفته شود ، صدا در حدی باشد که خودمان صدای خودمان رابشنویم و اگر در مکانی بودید که امکان گفتن کلامات با صدای بلند نیست ، در دل خود عبارات را تکرار کنید ، علت این که گفتیم با صدای بلند عبارات را بگویید این است که با صدای بلند تأثیر عبارت دو چندان می شود زیرا اول می گوییم بعد گوش می شنود وبعد ضمیر نا خوآگاه می پذیرد . اگر در دل تکرار کنید دیگر عمل شنیدن صورت نمی گیرد البته تأثیر دارد ولی کمتر . 7-عبارات تأکیدی باید تا رسیدن به نتیجه ثابت بماند ، نباید آن ها را عوض کنیم . توجه داشته باشید که ضمیر نا خودآگاه در عین حال که بسار دقیق است ، خنگ است ، اگر عبارتهایی را که می گویید را تغیر دهید ضمیر نا خود آگاه فکر میکند شما دو جمله متفاوت گفتید بنابراین آن ها را جدا تلقی می کند . 8- در اول عبارات به لطف الهی اضافه کنید تا بفهمید که قدر بزرگی پشت سر شما وجود دارد . پیامبر اکرم می فرماید:گفتارنیک باعث افزایش روزی،طول عمروثروت می شود. ....................................................................................................... لطفاً کلماتی مثل : نمی توانم ، نمی شود ونمی گذارند را از زندگی خود حذف کنید. ....................................................................................................... اعتماد به نفس داشته باش و همانگونه که لایق هستی با خودت رفتار کن ، زیرا بزرگترین شیطان برای انسان گمان ناخوشایندی است که برخود دارد. توانمندیهای خود را ببین ، تو زورت از موانع سر راهت بسار بیشتر است . ....................................................................................................... درنوع نگاه وفکر وکلام خود تغیر ایجاد کن ، حرفهایی راکه نباید بزنی نزن،برای موفق شدن،قدم براشتن وباور کردن گویشت راعوض کن،شعارهایت را تغییر بده. .......................................................................................................لطفاً به جای کلمه فراموش نکنی از کلمه یادت باشه استفاده کن از بقیه کلمات هم به این گونه استفاده کن، ضمیر ناخودآگاه در برابر تمام مثبت ها و منفی و اکنش نشان می دهدوتک تک کلمات رامیفهمد،اگربگویی فراموش نکنی ضمیر ناخودآگاه شروع می کندبه تکرار کلمه فراموش کردن فراموش کردن واینگونه می شود که ما چیزی را فراموش می کنیم پس در گفتن عبارات دقت کن . لطفاً از گفتن هر ضرب المثلی پرهیز کن چون بارهای منفی دارد . خواسته هایت را به شیوه درست بخواه . ....................................................................................................... منفی هاهمیشه وجودارند ولی تنها چیزی که بر آن ها غلبه می کند مثبت اندیشی ها است . ....................................................................................................... مثبت بینی به معنای خوش بینی وساده بینی نیست بلکه حقیقت بینی است . ....................................................................................................... در برابر ندا های داخلی کوتاه نیایید ومقاومت کنید تا پیروز شوید . ....................................................................................................... عبارتهای مثبت جان بخش وسازنده اند وعبارتهای منفی کشنده وجان گیر اشکال به کار گیری عبارات تأکیدی : 1-شفاهی وفردی : یعنی خودمان با خودمان کلمات را تکرار می کنیم . 2-شفاهی وغیر فردی: یعنی گروهی یا دو نفره ، یک نفر می گوید و دیگری تأیید می کند . مثلاً دوستت میگوید تو چقدر شادی ؟ و تو پاسخ می دهی کجاشو دیدی . 3-به صورت آواز وشعر : کلماتی را که تکرارمی کنیدبه شعرتبدیل کنید قافیه و وزن مهم نیست فقط شعر باشد . زیرا تأثیر آن زیاد است . -4به صورت کتبی : عباراتی که تکرار می کنی را روی کاغذ بنویس ودر مکان هایی که چشم تو به آنه می خورد قرار بده ، اگر در مکانی بودی که امکان این کار را نداشتی نوشته ها را در جیب یا هر جایی که از چشم دیگران دور است بگذار و هر مدت برو وبه آن نگاهی بنداز . ....................................................................................................... هر چه انتظارتان از خود واطرافیانتان بیشتر باشد نتیجه بالاتر است . ....................................................................................................... هر چقدرانتظارتان از خدا وکائنات بیشتر باشد نتیجه بیشتر خواهد بود . .......................................................................................................هر که انتظار بزرگ می کشد هدیه ای بزرگ به دست می آورد . ....................................................................................................... از هر موفقیت وبرای هر موفقیت انتظار خوب داشته باش . ....................................................................................................... شروط به نتیجه رسیدن عبارات تأکیدی : 1- نگهداری : الف) نگهداری اختصاصی : در نگهداری اختصاصی باید منفی بافی را کنار بگذارید ، وچیزی که خلاف عبارت شماست را باور نکنید . ب) نگهداری عمومی : در نگهداری عمومی حدالمکان از منفی ها دوری کنید ، مثلاً از افراد منفی دوری کنید ، ترانه های منفی گوش ندهید ، روز نا مه های حوادث و منفی را نخوانید . صحنه های منفی مثل تصادفات را نگاه نکنید . اگر با فردی هم صحبت شدید که حرف منفی می زند: روش اول این است که : جریان حرف را عوض کنید وبه آن ربط صحیح بدهید . روش دوم : به موضوع منفی اهمیت ندهید بی تو جه بشوید . مثلاً در حال دعوا کسی به شما ناسزا بگوید توجهی نکنید و پاسخ در لحظه ندهید و برای آرام شدن خود دعا کنید تا به موفقیتتان نزدیک شوید . روش سوم : وقتی در بین افراد منفی هستی ونمی توانی مکان را ترک کنی در جمع باش اما فکرت رابه چیز دیگری معطوف کن لطفاً به چشمت بیاموزآن چیزی را که نباید ببیند، نبیند وآن به گوشت بیاموز آن چیزی را که نباید بشنود نشنود . .......................................................................................................لطفاًنوارهای منفی گوش ندهید چون دربیشترترانه هاازکلمات منفی استفاده میشود . از شنیدن ترانه های مثبت که با صداو آهنگ غم گین خوانده می شودپرهیز کنید . اگر از ترانه ای که هم شاد است وهم مثبت خاطره ی بدی دارید آن ترانه برای شما منفی است . ....................................................................................................... عبارات های مثبت خود را با دیدن وشنیدن منفی ها خراب نکنید ، لطفاً هر مجله ای را نخوان تا جایی که می توانی از منفی ها دوری کن ، هر سریالی را نبین ، فیلم های آموزنده ی زیادی در اطراف توست . ....................................................................................................... 2- تکرار : عبارات تأکیدی رادائم تکرار کن ، هر چه عبارات رابیشتر تکرار کنی زودتر به نتیجه میرسی . بهترین زمان برای گفتن عبارات تأکیدی زمانی است که شب می خواهیم بخوابیم و صبح زمانی که تازه از خواب بیدار شده ایم . زمانی که دیدی داری نا امید میشی بیشتر تکرار کن نا امیدی رو رها کن زیرا موفقیت تو نزدیک تر می شود . ....................................................................................................... 3-عدم حساسیت : حساسیت یعنی جذب شرایطی که از آن فراری هستیم . نسبت به هیچ چیز حساس نباش ، حساسیت عبارات مثبت را خنثی می کند . ....................................................................................................... 4-عدم نگرانی : نگرانی یعنی ایجاد چیزی که نمی خواهیم ، نگرانی مانع دیدن ، رسیدن ، جذب کردن ، اجابت خواسته ومانع شنیدن می شود . اگر با نگرانی به چیزی نگاه کنی یا دنبال چیزی بگردی اون را پیدا نمی کنی چون هنگام نگرانی چشم ها نمی بینند . لطفاًبرای رهایی ازنگرانی خواسته هایت رارها نکن،برای رسیدن به خواسته هات نگرانی رو رها کن . با نگرانی ها دردسر رابرای خود نیاور به نتیجه فکر کن نتیجه را رها کن زیرا ترس از نتیجه در ما نگرانی ایجاد می کند . لطفاً به نتیجه وابسته نباش . از هرچه بترسی برسرت مآید پس از هیچ چیز نترس . افکار ما زندگی ما را شکل میدهد از زندگی همانی دریافت که انتظار داریم . اگر نگرانی را برطرف کنید شرایط زندگی عوض می شود شما به تمام خواسته های خود می رسید . امور را آسان بگیر اگر نشد هم نشد . اگر میخواهید به خواسته ی خود برسید لطفاً چیزهایی را که می خواهید برای پز دادن نخواهید خواسته های خود درچشم مردم نکنید ، حال مردم رانگیرید وگرنه به خواسته ی خود نمی رسید . هرگاه برای اجابت یاعدم اجابت خواسته ای به یک اندازه وابسته بودید فوق العاده زود به خواسته ی خود می رسید . .......................................................................................................5- توافق حالات فزیکی وچهره با خواسته ی درونی :اگرمی خواهید به خواسته ی خود برسید باید فرم بدن وچهره با خواسته شما یکی باشد . همیشه نقش آدم های موفق رابازی کن ، ظاهر انسان های شکست خورده را به خونگیر . ....................................................................................................... 5- تصویر سازی ذهنی : تفکرات مابرمبنی تصویرهای است که در ذهن میبینیم . ذهن ما فرقی بین تخیل وواقعیت نمی گذارد . چشم هایتان راببندید وتجسم کنید ، تخیل شاه راه رسیدن به موفقیت است ، با تخیل کردن کارگردان زندگی خود باشید . انشتین : تخیل بالاتر از دانش است . انشتین : با تصور خیال رویدادهای آینده زندگی خود را به نمایش می گذارید . تصویر ذهنی : الف) تجسم : یعنی باز بینی چیزهایی که قبلاً برای ما اتفاق افتاده اند . ب) تجسم خلاق : دیدن چیزهایی که تا حالا ندیده ایم . برای تصویر سازی ذهنی می توانید : 1- روی صندلی این کاررا بکنید. 2- روی کمر به پشت بخوابید . قبل از تجسم باید مدتیشن کنید تا تک تک اعضای بدن شما آرام گیرد ، اگر جایی از بدن شما درد میکند به دستور دهید آرام باش . مناسب ترین زمان برای تجسم ذهنی صبح وشب است زمانی که می خواهید بخوابید وزمانی که بیدار می شوید ، مدت زمان تجسم ذهنی باید 5 تا 15 دقیقه باشد وحداکثر زمان آن 20 دقیقه است . قبل از تصویر ذهنی حتماً تن آرامی کنید . قبل از تن آرامی همه ی عوامل نامساعد ومزاحم را دور کنید ،عوامل حواس پرتی رابه حداقل برسانید. هر چه آرامش عمیق تر باشد تصویر سازی ذهنی عالی ترو نتیجه فوق العاده تر خواهد بود . ....................................................................................................... تجسم فعال خلاق عالی : تجسم اتفاقهای شاد ولذت بخش زندگی ، این روشی است که شما می آموزید به درستی تجسم کنید . تجسم خلاقی در ارتباط با طبیعت داشته باشید خود را در طبیعت ببینید وذره ذره طبیعت را بینید مثل شبنم یا خرد شدن برگهای پاییزی زیر پاهایتان . در هر زمینه که تصویر سازی میکنید باید در روزای بعد دقیق تر باشد. تصویر ذهنی خود را باور کنید . قبل از هر کاری ذهن مثبت داشته باشید بعد عمل کنید . ما با تصویرسازی ذهنی آینده ای دگرگون خواهیم داشت . ....................................................................................................... هاله های اطراف بدن ما به دستور ضمیر ناخودآگاه ساطع می شوند . انرژی هایی که در 24 ساعت ساطع می شود یکسان نیست . هاله های انرژی بتا ، آلفا ، تتا ودلتا نمونه هایی از هاله های انرژی اند . بتا : در طول زمانی که بیداریم وفعالیتهای روزانه انجام می دیم هاله های انرژی ما حالت بتا است . زمانی که استرس داریم یا زمانی که از بدن زیاد کار می کشیم فرکانس امواج مغزی بالا می رود به این وضعیت بتای سریع می گوییم . بتا یک انرژی بسار ضعیفی است و وقتی ما استرس داریم توانایی انجام کار توسط بتا بسار کم می شود. آلفا : زمانی که آرام باشیم یا در حالت استراحت باشیم فرکانس مغز ما کم است ودر وضعیتی هستیم که به آن آلفا می گویند . وضعیت آلفا زمان آرامش ماست وانرژی آن قوی است یعنی توانایی انجام کار آن زیاد است هر چه ما آرام تر وآسوده تر باشیم در وضعیت عمیق تری در حالت آلفا قرار می گیریم . تتا : وضعیت تتا در زمانی است که فرکانس امواج مغز پایین بیاید ، زمانی که ما خواب آلوده ایم یا زمانی که می خوابیم یادر خواب کوتاه هستیم این وضعیت را تتا می گوییم. دلتا : زمانی که فرکانس مغز کاملاً کم شود زمانی که در خواب عمیق وبدون رؤیا قرار می گیریم . این وضعیت را دلتا میگوییم . ویژگی های هاله های انرژی : 1- هاله ها قابلیت هدایت وانتقال دارند به محض این که به چیزی فکر می کنیم هاله ها به سمت آن چیزی که فکر کردیم می روند 2- هاله های انرژی قابلیت بار دار شدن دارند ، بارهای مثبت یا منفی . وقتی که عصبی هستیم ونا سزا می گوییم در آن لحظه هاله های انرژی ما بار منفی دارند و زمانی که مثبت هستیم هاله های انرژی ما مثبت خواهند بود . حیوانات در شرایط حساس مثل شیر دادن به بچه هاله های آن ها بار مثبت دارد .اما هاله های انرژی یک حیوان به شرطی قابل انتقال هستند که شرایط حساس داشته باشند . گیاهان هم دارای هاله های انرژی هستند و اگر هنگامی که به سمت نور حرکت می کنند با آنها عاشقانه صحبت کنیم گیاه به خوبی رشد می کند . هنگامی که بار مثبت ومنفی از خود ساطع می کنیم می توانیم بر اشیاء اثر بگذاریم . هاله ها در چشم ها ودست ها قطر بیشتری دارند. در مواقع ناراحتی هر جایی را نگاه کنیم بار منفی بهآن بار منفی می دهیم . پس وقتی ناراحتی به کسی نگاه نکن . وقتی شاد هستی به طرف عزیزانتان بروید چشم های شما دروازه ی انتقال بارهای مثبت می شود . اگر می خواهید چشم نخورید کارهای صدقه دهید ، صدقه به معنای دادن پول نیست صدقه انجام هر کار نیکویی را در بر می گیرد مثلاً لبخند تو به دیگران یک صدقه است . پس کار نیکو کن تا چشم نخوری . کسانی که به عنوان همسر و دوستان در مسیر زندگی ما قرار می گیرند به وسیله ی هاله های انرژی است . دوستان وهمسر ما همان خودمان هستند اما پررنگ تر . ما وقتی به چیزی فکر میکنیم هاله های انرژی ما به طرف آن شئ می روند ، وقتی که ما فکر می کنیم فکر ما کم تراکم است اما عملی که انجام می دهیم کم تراکم است . وقتی میبینید همسر شما در یک مسئله بسیار افراطی است بدانید شما آن کار را کمی انجام می دادید به خاطر همین او پر تراکم شما در آن کار است . پس وقتی همسر شما پر تراکم است شما کم تراکم اویید . انسان هایی که با ما رابطه دارند مثل دوستان آینه ما هستند در شکل بزرگتر . اگر فکر وذهن و تصویر ذهنی ما همه خواسته ما باشد ما به خواسته های خود می رسیم هاله ها فقط در جذب انسان نیست تک تک چیزهایی که می خواهید را برای شما می آورند . .............................................................................................. روزی به دنبال تو می رود بایست وببین . .............................................................................................. حرفهای زشت ومسخره کردن دیگران روزی را کم می کند . .............................................................................................. وضو روزی را زیاد می کند . اگر پاک باشی خدا در رحمت را به روی تو می گشاید . .............................................................................................. روش به دست آوردن روزی : خدا می فرماید به آدم هایی که وقتی به آن ها روزی می دهم از من غافل نمی شنود آنقدر روزی می دهم که نتوانند بشمارند . .............................................................................................. قانون کارما : قانون عمل وعکس العمل است ، قانون تابش وباز تابش است قانون علت ومعلول است . .............................................................................................. بازتاب کارهای ما به واسطه ی فکری است که می کنیم ، کارما ، ماحصل فکر ماست به واسطه ی تک تک فکر هایی که می کنیم حتماً بازتابی سراغ ما می آید . .............................................................................................. با نیت وفکر ما بازتاب ها به سمت ما می آیند . .............................................................................................. کاری که انجام میدهیم مهم نیست ، فکر ونیت ما مهم است براساس قانون کارما ما هر چه می کاریم درو می کنیم . ............................................................................................. واسطه فکر کردن به هر کاری عکس العمل آن به ما برمی گردد . .............................................................................................. شادی وغمی که گهگاه به سراغ ما می آید نتیجه اعمال ونیات ما است که انجام داده ایم . .............................................................................................. خیلی بلاها وسختی ها وگشایش ها بی دلیل نیست اگر کار بدی کنی ، کسی را اذیت کنی یک جا حال تو را می گیرند . کارما دو شکل دارد : 1- پشت هر عمل خوب تو فکر خوب تو بوده که پاداش دارد . 2- پشت عمل بد تو فکر بد بوده که عقوبت دارد . ....................................................................................................... مواظب اعمال خود باشید زیرا کارما پررنگ تر از کاری است که انجام داده اید ، کم تراکم پرتراکم راجذب می کند.کارخوب کوچک بکن پاداش بزرگی دریافت کن. ....................................................................................................... بزرگترین وپر عقوبت ترین کارما محرومیت است ، محرومیت از خدا ، ما همین که نتوانیم او را صدا کنیم بدترین محرومیت است . ....................................................................................................... علت این که عقوبت کارهای بد ما بسیار بزرگ است این است که خدا می خواهد گناهان ما زود پاک شود . ....................................................................................................... به هیچ کس غضب نکن به خصوص در بارگاه خدا . ....................................................................................................... نماز شب مشکلات را حل می کند ، اگر نمی توانی بخوانی شب با خدا یه گپ کوچلو بزن . ....................................................................................................... دنیا ظرفیت کامل برای کارما را ندارد در این دنیا عقوبت ها وپاداش ها کامل نیست . ....................................................................................................... کارمای اعمالی که کردیم شکل یکسانی ندارد ولی یک حلقه ی مشترک وپیام مشترک دارد . ....................................................................................................... کارما چیزهایی از شما می برد که به آن وابسته باشید . ....................................................................................................... اگر از کرده ی خود پشیمان شدید وجبران کردید یا نیت جبران داشتید عقوبت از بین می رود . ....................................................................................................... برای تربیت کردن خود همیشه قصه بخوان البته قصه هایی که به تو پند دهند واگر خواستی تربیت کنی قصه تعریف کن . ....................................................................................................... دارما : تک تک ما انسان ها موجوداتی منحصر به فردیم وقابلیت های منحصر به فرد داریم ، ما ارزشمندیم چون خالق ما خداست . ....................................................................................................... ما مسئول باز کردن گره های مردم هستیم ، این دلیل خلقت ماست . ....................................................................................................... تو موظف به حل مشکلات انسان ها ،حیوانات وگیاهانی . ....................................................................................................... تا می توانی دل مردم را شاد کن تا دل تو هم شاد شود . ....................................................................................................... ما در برابر تما انسان ها مسئولیم . ....................................................................................................... برای دیگران وقت بگذار تا کائنات برای تو وقت بگذارند . ....................................................................................................... خدا می فرماید کسی دل مرا شاد می کند که برود بگردد ومشکلات مردم را حل کند . ....................................................................................................... ما به دنیا نیامده ایم که خود شاد وخوشحال باشیم ما به دنیا آ مده ایم که دیگران را شاد کنیم . ....................................................................................................... کلید های طلایی موفقیت : کلید اول : بخشیدن دیگران : در ازای بدی خوبی کنید ، آنهایی که می بخشند تمام عمر خود راشاد زندگی می کنند و آن که نمی بخشد یک روز . ....................................................................................................... در ازای بدی ، بدی نکن ، اگر می خواهی زندگی خود را کنترل کنی وکسی او را نچرخاند باید یادبگیری که دیگران راببخشی،با نبخشیدن زندگی خودراخراب نکن. ...................................................................................................... اگر دیگران را نبخشی ذهن تو در گیر می شود وهیچ وقت نمی توانی در حالت آلفا باشی بنابراین به خواسته هایت نمی رسی . ....................................................................................................... از کسی متنفر نباش وببخشش خود را در عمل نشان بده ، با اخلاق خوب ، بامهربانی وعطوفت رفتار کن . ببخشش را از درخت یاد بگیر. ....................................................................................................... هر وقت تونستی با آدم هایی که با آن ها مسئله داری مهربان باشی اون موقع آدم می شی . ....................................................................................................... در ازای خشونت ،خشونت نکن در ازای بدی ،بدی نکن چون آن ه اومدند تو به خواستت برسی پس اونا رو ببخش به آدما به چشم یه صندوق پستی نگاه کن ، برات پیام دارند . ....................................................................................................... مغفرت خدا شامل کسانی می شود که نیکو کارند ، نیکو کاران کسا نی اند که مردم را می بخشند . ....................................................................................................... اگر به دیگران رحم نکنی خدا به تو رحم نمی کند ، پس با دیگران طوری رفتار کن که دوس داری خدا با تو آن گونه رفتار کند . ....................................................................................................... کسی که دیگران را نمی بخشد انتظار بخشش خدا رانکشد چون خدااورا نمی بخشد. ....................................................................................................... کلید دوم : دعا کردن است . دعا در لغت یعنی صدا زدن ، دعا قدرتمندترین صورت انرژی است که در جهان وجود دارد . ....................................................................................................... دعا کردن در اصل یعنی خواستن از خدا ، اما شرط آن این است که باور داشته باشیم که به آرزوهایمان می رسیم . ....................................................................................................... خدا همیشه زود پاسخ دعاهای ما را می دهد اما بیشتر مواقع ما متوجه نمی شویم . ....................................................................................................... در قبال خدا اظهار نا توانی کنید زیرا ما هر چه داریم از اوست . ....................................................................................................... خدابسیار مهربان وشنونده دعاست،ما با دعایی که میکنیم تمام هستی رابهم میریزیم ....................................................................................................... طرز درست دعا کردن : 1- وقتی چیزی از خدا می خواهی شاید خواسته ی تو را تمام وکمال به تو ندهد ، پس چیزی بخواه که اگر نصفه هم بود دچار مشکل نشی . 2- با ادب تمام با خدا حرف بزن . 3- آرام ومتین حرف بزن ، جیغ نزن با خدا آرام وتنها حرف بزن . 4- در دعا بسار اسرار کن چون خدا اسرار در دعا رابسیار دوس دارد. 5- درانتهای دعا به خدا بگواگر به صلاح توست به تورابه خواسته ات برساند. 6- چیزهای عجیب وغریب از خدا نخواهید . 7- همیشه قبل از اینکه برای خودتان دعا کنید برای دیگران دعا کنید . کسی که برای دیگران دعا کند کائنات گره های او را باز می کند . 8- با زبانی که راحتی با خدا حرف بزن . بفهم به خدا چی می گی . 9- برای همه جانداران مثل گیاهان وحیوانات دعا کن. هر اتفاقی می افتد یک پیام است با خدا حرف بزن مثلاً شب تشنه ات می شود از خواب بیدار می شوی تا آب بخوری تشنگی تو بی دلیل نیست خدا می خواهد با او حرف بزنی پس با او حرف بزن قربون صدقه ی خدا بروتا ببینی زندگی تو چگونه تغیر می کند . ....................................................................................................... کلید سوم عدم قضاوت : به دیگران شک نکنید ، از مردم توقع نداشته باشید ، قضاوت غلط در مورد خود ودیگران را کنار بگذارید ، در حق خود لطف داشته باشید ، استرس ونگرانی را رها کنید ، وقتی در کاری موفق نمی شوی وقتی چیزی را فراموش میکنی به یاد این بیافت که قبلاً چگونه ماهرانه این کار را انجام می دادی . ....................................................................................................... در کارهایی که به شما ربطی ندارد نه نظر بده نه دخالت کن نه قضاوت ، مثلا ً در مورد کسی چیزی را می گویید که از آن مطمعاً نیستید این حرف شما تبدیل به تهمت می شود . ....................................................................................................... لطفا ً شخصیت مردم را مسخره نکنید ، لطیفه هایی که در مورد شخصیت افراد است را نه تعریف کنید نه گوش بدهید . اگر این کار را بکنید افراد منفی به سوی شما جذب می شوند . ....................................................................................................... اگر در این دنیا مردم رامسخره کنی در قیامت با یک چهره مسخره مهشور می شوی که تمام اهل آن دنیا ترسشان را فراموش می کنند به تو می خندند . ....................................................................................................... سعی کن زیاد بخندی تا زندگی تو شاد شود . ....................................................................................................... سعی کن دیگران را زیاد شاد کنی ، زیرا کسی که مردم را شاد کند جایگاه او بهشت است . ....................................................................................................... همیشه لبخند به لب داشته باش ، بعد از سلامتی لبخند بزرگترین نعمت است . ....................................................................................................... هیچ وقت نگذار کسی که به سراغ تو آمده بی آن که شاد شود تو را ترک کند ونمونه بارزی از مهربانی باش ، مهربانی را در چهره وچشمان ودرلبخند وسلام گرمت به دوستان نشان بده . کلید چهارم : پرسش های صحیح از خود ودیگران : افراد موفق همیشه سؤال های بهتر را پیدا می کنند و پاسخ مناسب می شنوند . ..................................................................................................... همیشه از خود ودیگران سؤال های هوشمندانه بکن . ....................................................................................................... لطفا ً به جای به کار بردن عبارت چرا ، از عبارت چگونه استفاده کن. به جای این از خو بپرسی من چرا ماشین ندارم ؟ بگو: من چگونه می توانم صاحب ماشین شوم ؟ ....................................................................................................... فقط در شرایط خاصی از از عبارت چرا استفاده زمان هایی که از خود بپرسی : چرا اینقدر من زیبام ؟ چرا اینقدر شادم ؟ و..... ....................................................................................................... اگر مرتب از خود سؤال کنید مطمعن باشید ضمیر نا خودآگاه برای شما بهترین پاسخ ها را پیدا می کند . ....................................................................................................... طبیعت رازهای خود را به کسی می دهد که از سؤال کند . ....................................................................................................... کلیدپنجم : شکر کردن : همیشه داشته هات رو ببین ، تو خیلی چیزها داری کافی است چشمانت را باز کنی ودرست ببینی . ....................................................................................................... وقتی داشته هات رو دیدی به خاطر این همه نعمتی که داری از خدا تشکر کن . ...................................................................................................... وقتی به خاطر داشته هات از خدا تشکر کردی ، کائنات برای تو نعمتهای بیشتری را فراهم می کنند. .......................................................................................................خدا را به خاطر نداشته هات تشکر کن زیرا می داند اگر به تو دهد ظرفیت آن را نداری . ....................................................................................................... سعی کن از نعمتهایی که داری صحبت کنی ، زیرا گفتگو در مورد نعمت خود به نوعی تشکر است . از خدا در عمل تشکر کنید ، از نعمتهای خدا به خوبی استفاده کنید ، اصراف نکنید بدون منت به مردم از نعمتهایی که داری بده ، وقتت را در اختیار مردم بگذار و... ....................................................................................................... شیطان به هر شکلی وبه هر ترفندی می خواهد ما را از شکر کردن خدا منع کند . شیطان وقتی از بارگاه خدا رانده شد خدا را تهدید کرد که کاری می کند که بنده های او در هیچ صورت او را شکر نکنند . ....................................................................................................... کلید ششم : تغییر در نوع نگرش ادیسون: همیشه نکته ی جدیدی برای دیدن ویافتن وجود دارد . ....................................................................................................... به همه ی مسائل زندگیت خوب نگاه کن تا راه حل مسئله پیدا شود . ....................................................................................................... امکانات همه جاوجوددارندخوب به دورواطرافت نگاه کن.واز امکانات استفاده کن ...................................................................................................... با تمام وجود بخواه چیزی را دریافت کنی ،تا دریافت کنی . ....................................................................................................... انسان های موفق همه کس وهمه چیز را جدید می بینند . ....................................................................................................... به افرادی که با آن ها مشکل داری از دید دیگر نگاه کن تا در چشم تو خوبی آن ها هم دیده شود آن وقت می بینی که ورق برمیگردد. ....................................................................................................... وقتی مسئله ای داری برای حل آن نظر افراد مختلف را بپرس . ....................................................................................................... کلید هفتم: رهایی از دلبستگی ووابستگی : چیزهایی که ماندگار نیستند دلبستگی به آنه بی فایده است . ....................................................................................................... دلبستگی ها و وابستگی ها انرژ های کائنات را از ما دور می کنند ، آزاده باش وابسته نباش . ....................................................................................................... هر چیزی که در کائنات است از آن شما نیست آنها فقط امانت های خدا هستند پس به آن ها وابسته نشوید . از امانت های خدا به خوبی استفاده کنی .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 2:49 PM  توسط mona  | 

نقاشی های من

 

 

 

 Entry for October 03, 2008

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 1:27 PM  توسط mona  |